فقط به خاطر تو
حیاط/ خارجی/ هنرستان/چهارشنبه 20/12/1382/7:30 am
- محبوبه حالم خوب نیست.
( لیلا از صیح یه ریز غر میزد روزای عملی کلاسا ی ما از هم جداست )
سر کلاس چاپ دستی/ داخلی/من
أأأأأأأأأأأأه حوصله ندارم چزی رو چاپ بزنم زنیکه اگه گذاشت دم عیدی شاد باشیم
نهال از پایین خبر آورد:
محبوبه...... لیلا حالش خوب نیست!
هوم.............خدایا شکرت یه موضوع واسه سرگرمی و فرار از کلاس.
حیاط /خارجی/ هوا بارونی
لیلا رو به حیاط و پشت به من داره به بارون نگاه می کنه.
-چییییییییییی شده حالت خوب شده؟؟؟!!( با کش و شیطنت و طعنهً خالص)
برگشت طرفم ...........................
رگ گردنم گرفت .....................
.
.
.
( بعد از دنبال اون کردن زیر بارون ...گریه و قسم و التماس .........به اون و کادر مدرسه .........و رد هر گونه آب قند برای بهبود قلب لیلا...........فرستادن دنبال زهرا و بقیه ................تونستیم زنگ بزنیم به اورژانس)
.
.
.
کجا جاش بدم این همه احساسات لطیفو............بله لیلا(بدون هر گونه پوشش اسلامی) جلو کادر محترمهً مدرسه« تو بغل » پزشک جوان دل میداد و قلوه می گرفت .........هوم ......خوب پس تمام اون کارا... آمپول ....ماسک هوا.... ماساژ قلب واسه این تیکه ی آخر بود............
هومممممممم ................یاد بگیر..
خارجی /لب باغچهً حیاط هنرستان/هوا آفتابی
- چقدر ماه بود..............
- دیدی چقدر زحمت کشیدیم...........
- چقدر به کارش وارد بود........................
- رفتی خونه نگران تکالیف عید نباش ما دنبال کاراتیم...................
- چرا شمارشو نداد.............................
- می بینی انگار آسمون به خاطر ما بارونی و آفتابی میشه..........................
(........... .بله.................. و اطراف ما پربود از پروانه های احساااااااااس........................)
مطب دکتر/داخلی /فردای اون روز/لیلا و مامانش
- کدوم احمقی بود که بهت ماساژ قلبی داد به قلبی که درد می کنه مشت می زنن اون آمپول دیگه چی بود؟؟
- معلوم نیست کی به اینا مدرک میده!! اومدن شدن دکتر!!!!
- عزیزم اینطور که از شواهد و قرائن بر میاد شما افتادگی دریچه داری ...............بیا این قرصارو باید تا آخر عمرت بخوری.........!!!!
.
.
.
(این به افتخار تو بود ..........عزیزم .........لیلا.............سالگرد سکتت مبارک)
nobody love you